تبليغاتX
مگذر آسان از غبار دیدگان خسته ای
.:. شاید آن خاکستر صد شعله پنهان بود .:.
 

مادرجون همیشه دوست دارم...

 

مادر بخدا ماه در این خانه تو بودی     روشنگــر این کلبــه ویــرانه تو بـــودی

از خاطـر دلــها نرود یــاد تو هـــرگز     ای آنکه به نیکی همه جا نام تو بودی

 

یکی بود و یکی نبود...

اون که بود من بودم و اون که نبود یه مادر بزرگ مهربون...

یکی داشت و یکی نداشت...

اون داشت پدربزرگ بود و اون که دیگه مادرجون نداشت من...

یکی خواست و یکی نخواست...

اون که خواست مادربزرگ پیشش بمونه من بودم و اون که نخواست....

نه روزه که یه مادربزرگ نازنین بعد تحمل یه عالمه سختی از بین ما رفته و

ما همه دلتنگ اون دستای مهربونشیم...

نه روزه که نازنین من رفته و من و تو این دنیای پر نیرنگ تنها گذاشته...

نه سال پیش وقتی بابابزرگم رفت...زیر گوشش گفتم بابا هر وقت دیدی

من بد شدم بیا منم ببر...اما این بار وقتی که مامان جونم رفت بهش گفتم

تو رو خدا دلتو از پیش من نبر...بذار دلت پیش من بمونه...

خیلی نازنین بود بخدا خیلی...

بابایی دیدی گلتو تنها نذاشتم...دیدی همیشه پیشش بودم

حتی اون موقعی هم که داشتن لباسای نو به تنش می کردن تا بیاد پیش تو

پیشش بودم و نذاشتم که تنها بمونه...

همون موقع که از قفس تن آزاد شد و مثل یه پرنده پر کشید و رفت...

دلم برای هردوتون تنگ شده...امیدوارم که سال خوبی رو درکنار هم داشته باشین

می دونم که خیلی انتظار دیدن گلتو کشیدی...مثل همون موقع ها که جوون بودی و...

برام همه رو تعریف کرد...می دونم که خیلی خاطرشو می خواستی

فقط تو رو خدا من و فراموش نکنین که هیچ وقت فراموشتون نمی کنم...

مادرجون...همیشه دوست داشتم و دارم....

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

عید و به همه شما دوستای نازنینم تبریک می گم و برای همتون سالی شاد توأم با موفقیت

آرزو می کنم.مطمئن باشین که موقع سال تحویل تو حرم بی بی یاد همتون بودم.

فکرشم نمی کردم بعد این همه وقت اونم تو سال جدید آپم این شکلی باشه...

اما دلم نمی خواست در نبود بهترینم درمورد چیز دیگه ای آپ کنم...

فقط از همتون می خوام که با یه صلوات یا یه حمد و سوره دل این مهربون آسمونی رو شاد کنین

از همه دوستایی که نتونستم بهشون سر بزنم عذر می خوام

امیدوارم که شرایط من و درک کنین...

در ضمن...دلتنگ رفته کربلا....تا آخر تعطیلات هم نمیاد...

بازم عید و به همتون تبریک می گم و آرزوی سلامتی و پیروزی براتون دارم.

ایشالله که زیر سایه مامان و بابای خوبتون سال های سال زندگی سالمی داشته باشین.

می دونم که یادمون مونده که همدیگرو دعا کنیم...

شاد باشین و سر بلند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 فروردین1386ساعت 1:50  توسط مجنون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
افسـوس که با دستان خـود بال هایت را می چینی و سپس به ناچـار با روحی که چون حشرات موذی بر زمین می خــزد مـدارا می کنی...

نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان