![]() |
![]() |
|
| .:. شاید آن خاکستر صد شعله پنهان بود .:. |
|
سلام دوستای گلم.در حال حاضر اصلا حالم خوب نيست...واسه همين خيلی حرف نمی زنم و می رم سراغ اصل مطلب. اين شعری روکه می خوام بنويسم وتقريبا دوسال پيش گفتم.خيلی اتفاقی تو دقتر شعرم خوندمش يه لحظه فکر کردم دو سال پيش حالا رو می ديدم و اين شعرو واسه حالا گفتم!...بخون و ببين اونی که تو اسمشسو گذاشتی خوشی واسه من يعنی چی! می بوسمت و يه بار ديگه هم ازت می خوام که خواهشم و قبول کنی.مراقب خودت باش دوست داشتنی نازنين...راستی يه چيز ديگه...نمی خوام بيای!نمی خوام ميون تاريکی من تو حروم بشی!
منم آن قاصـدک خانه بدوش که به هر ره بروم جای من است نـروم جز به همـان ره که تويی هرکجـا پا بنهم جای تـو است! ساليان است که ازخوش خبری معروفم! ولی افسـوس که از بحر خودم بد خبرم... همه جا رازدل عاشق ومعشوق به گوشم خوانند بی خبـر از غـم و دردم که منـم دل دارم! شـايد از چشم شمـا جـای تعجب باشد که به دنياحتی قاصدک هم دل عاشق دارد شـايد اين فکـر شمـا آدم هـاست قاصدک باهمه بادی به هوا می رقصد ولی ای کاش که می دانستيد اين همه شور وپريشانی يک قاصدک است!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 خرداد1385ساعت 0:12 توسط مجنون |
|
|
سلام به همه اونايی که تو اين مدت مجنون و تنها نذاشتن و هميشه با من بودن. راستش بعضی وقتا خيلی از اين موضوع خوشحال می شم که دل و دوستی حد و مرز جغرافيايی سرش نمی شه و آدمی می تونه از راه دور بدون ديدن و معاشرت دوستای به اين خوبی داشته باشه.خيلی قشنگه که ما آدما درد دل همديگرو می خونيم و واسه هم همراه های خوبی هستيم بدون توقع تو غم و غصه های هم شريک و تو شادی های همديگه خوشحال می شيم.واقعا قدر خودمونو بدونيم.چون ديگه خيلی سخت می شه دلای به اين پاکی و مهربونی پيدا کرد.به همتون می گم که دوستون دارم و واسه همتون از صميم قلب آرزوی پيروزی و موفقيت می کنم. خوب ديگه…حرف اضافه خاموش بريم سراغ اصل مطلب... اين سری با يه برنامه توپ اومدم که می خوام هديه کنم به برو بچه های فوضول! ببينم تا حالا دلت خواسته بدونی مامان پشت تلفن چی می گه وقتی داره با بابا حرف می زنه؟! ولی خوب خلاصه اگه خواستی اين کارارو بکنی می تونی اين برنامه رو دانلود کنی. دانلودش خيلی طول نمی کشه.کرکش هم تو بخش نظرات همين قسمت می ذارم.البته کرکش و مديون يه نازنين ديگم. کار با برنامش هم خيلی آسونه فقط کافيه يه کم فوضول باشی.
اينم می نويسم واسه … يادته يه بار بهت گفتم من هر وقت از تو يا برای تو می نويسم آهنگی که می خونه دقيقا با حرفای من مطابقت داره! اينم يه بار ديگه.ديروز وقتی داشتم از تو می نوشتم اين آهنگ داشت می خوند!...شايد باورش يه کم سخت باشه اما روی Repeat This بود و صدبار تکرار شد.بخون و بدون که... مراقب خودت باش نازنينم منو ببخش که ساده از عشق تو گذشتم سپردمت به تقدير بار سفر رو بستم بايد برم از اينجا چاره نمونده جز کوچ برای زنده موندن تو اين زمونه پوچ بذار هميشگی شه قصه عـاشقيمون تو باشی ليلـی منم مثال مجنون... /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ بين دوراهی شک حيرون وهاج و واجم سفر دوای دردم هجرت تنها علاجم طاقتشو ندارم...طاقت دل بريـدن سيل بلور اشک و رو گونه تو ديدن حرفی نمونده باقی سکوت حرف اخر تو هم بخاطـر من از من ساده بگذر بذار هميشگی شه قصه عـاشقيمون تو باشی ليلـی منم مثال مجنون... /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ .:. منو ببخش که ساده از عشق تو گذشتم .:. .:. بذار هميشگی شه قصه عاشقيمون .:. …… |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 خرداد1385ساعت 1:55 توسط مجنون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
افسـوس که با دستان خـود بال هایت را می چینی و سپس به ناچـار با روحی که چون حشرات موذی بر زمین می خــزد مـدارا می کنی...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|